هزار می با لب کن اشنا شد
هزار شاد اوغلو
هزار بنات ي
هزار محمد بن غرمان
هزاربارمردن قدیمی
هزاره ام ما شفیع دیوانه ام ما
هزار قليل الادب
هزار شباب مع بعض
هزارپای انسانی
هزار تانيه ثانوى طلاب
هزار تانيه ثانوى كلاب
هزار رنگ هزار چهره دوهز نقش تو خودت خودتو نمیشناسی اینقدر نق
هزار هزرنا ضحك سخسخنا